خرید بک لینک
این روزها هرکسی برای خودش کانالی زده است. خیلی اتفاقی سر زدم به کانالم! بعد از سالها. نظرات خاک گرفته و در انتظار تایید تار عنکبوت بسته بودند. بهتر دیدم کاری به کارشان نداشته باشم و خوابشان را بهم نزنم.

یاد فیلم سینما پارادیزو افتادم! آنجایی که توتو که حالا دیگر موهایش سفید شده به زادگاهش برمی گردد و به سینما می رود. سینمایی که دیگر جز مشتی خاطره چیزی از آن باقی نمانده...

امروز و فرداشت که کانال ها هم جمع شوند و همه مهاجرت کنند به یک جهنم دیگر. شاید آنوقت کرکره کانال را بالا کشیدم. خدا را چه دیدید!

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۶ساعت 5:35 توسط م.عابر |

برچسب: نویسنده: غزل کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 8:24

صفحه بندی